لاهیجان من، ایران من است...
دفتر شعر

پیشانی ار، ز داغ گناهی سیه شود
بهتر زداغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی " خدا خدا "

یادمان باشد

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم .

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند .

یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست .

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم .

Author Archive

جالب…

در سرزمینی که سایه آدم های کوچک،بزرگ شد

در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!

وصیت نامه ی وحشی بافقی

 

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید /همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید /مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ /پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد /شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد /اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت /آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

 

 

برای من هم اتفاق افتاد …

 

یک (روز) خانواده لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت… و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال … شش سال … سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!

نتیجه اخلاقی:

بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم.

لبخند

اصفهانیه تصادف کرده بود نشسته بود وسط خیابون میزد توی سرش که ماشینم! ماشینم داغون شد! خاک تو سرم شد
افسره رفت بهش گفت بدبخت انقدر حرص ماشینتُ زدی که نفهمیدی دست چپت از مچ
قطع شده!
اصفهانیه یه نیگاه کرد به دستش گفت :یا حضرت عباس ساعتم

 

گاهی لازم است…

 

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟

 

لازم است گاهی از مسجد، کلیسا بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟

 

لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟

 

لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

 

لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فیسبوک را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟

 

لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

 

لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟

 

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟


یک روز تا عید…

و اما سرعت لحظه ها، دویدن ثانیه ها، تعداد پلک ها،… همه نشانی از غفلت انسانی است. بیائیم یاد بگیریم زندگی چیست…

نوروز 1390

نوروز ۱۳۹۰

و این است راز آفرینش …

عشق اسطرلاب اســـرار خداست

فقط یکبار فرصت دارم

فقط یکبار فرصت دارم تا از وجودم تندیس بسازم، پس از ضربه های زندگی خسته نمی شم…

I have only one chance to make a statue of myself; So I do not get tired of life’s strokes

بعضی وقت ها …

بعضی وقتها باید برای طرف مقابلتون، شنونده ی خوبی باشین نه کسی که بخواد با حرف یکی رو آروم کنه…

شهادت امام حسین (ع)

منتظران مهدی (عج) بگوش : حسین (ع) را منتظرانش کشتند…

جالب قضیه اینکه امروز یکی ازم پرسید، اینهمه میگیم امام اون روزنتونست  آب بنوشه، چرا به یادش حاضر نیستیم یه نیم روز روزه ی نوشیدن آب بگیریم، بجاش همه منتظرن نهار از صف عقب نمونن…

درباره من
نام: کامیار
نام خانوادگی: شیوعی
محل تولد: لاهیجان
دانشجوی کارشناسی برق الکترونیک دانشگاه گیلان

در این وب سایت می توانید از آخرین اخبار علم مهندسي برق الکترونیک ، رباتیک و رایانه مطلع شوید و نیز مقالات مرتبط را دانلود نماييد.

من در…
تقویم
می 2012
ش ی د س چ پ ج
« Dec    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
درد و دل یک آشنا
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک یاد
خبرنامه سایت

Thank you for your interest! We will contact you shortly.

پیام های مهم

تبلیغات

طراحی و پشتیبانی وب سایت دایموند

بصورت حرفه ای
برای تمامی شرکت ها، کارخانه ها، ادارات
و سایت های شخصی

معرفی به تمامی مرورگرها
برای سایت های شخصی

توسط گروه طراحی وب سایت دایموند
www.DiamondHost.ir
diamondhost@gmail.com
09117091629
کامیار شیوعی