لاهیجان من، ایران من است...
دفتر شعر

پیشانی ار، ز داغ گناهی سیه شود
بهتر زداغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی " خدا خدا "

یادمان باشد

یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی ، من هم برایت عزیز باشم .

یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد .

یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد ، نه نگاه !

یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .

یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند .

یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است .

یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها .

یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست .

یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم .

Archive for the ‘مجموعه نوشته های جالب’ Category

شام آخر !!!

لئوناردو داوینچی ؛ هنرمند بزرگ، در کارش بسیار آرمانگرا و بادقت بود. او در میانهء کشیدن « تابلوی شام آخر» دچار مشکل بزرگی شد؛او می ‌بایست خوبی و پاکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، یکی از یاران مسیح که به او خیانت کرد، تصویر کند, داوینچی مجبور شد کار را نیمه تمام بگذارد تا مدل‌هایی با چهره آرمانی اش را پیدا کند.

روزی در یک مراسم همسرایی کلیسا، تصویر کامل مسیح را در چهره زیبای یکی از جوانان گروه همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند او پس از مدتها جستجو، روزی جوان درهم شکسته و ژنده‌پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت گدا را که درست نمی‌فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند؛ دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از صورت او که خطوط بی‌تقوایی، گناه و خودپرستی، به خوبی بر آن نقش بسته بود، طرح هایی برداشت وقتی کار طراحی تمام شد، گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را باز کرد. ناگهان چشمش به تابلوی نیمه تمام شام آخر افتاد ،پس با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: ” من این تابلو را قبلاً دیده‌ام! ء داوینچی با تعجب پرسید: “چه وقت؟”
سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می‌خواندم و زندگی خوبی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!!.

برگرفته از نوشته‌ای از « پائولو کوئیلو

عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست، هنوز دنبال بهانه‌ای هستی …..که بمانی !

پشه

واقعا چه حوصله‌ای داره این پشه…
تا طبقه ۶ میاد واسه ۲ قطره خون !!!
یکی‌ نیست بگه اسکل عین همین خون تو همکف هم هست .

یکی از سوالای فیسبوک بود:

پرچم کدوم شهر بالا هستش؟

نمیدونم پرجم کدوم شهر ها بالاست ولی شنیده بودم از کره ی ماه وقتی به زمین نگاه میکنی ۳ جا واضح دیده میشه یکی دیوار چین . یکی برج ایفل . یکی هم تابلوی بام سبز لاهیجان.پس یعنی فکر کنم پرجم لاهیجان بالاست:D

برای طولانی زیستن، لازم نیست به روزهای زندگی ات اضافه کنی،
تلاشت این باشد که “زندگی” را به روزهایت اضافه کنی …

دکتر شریعتی

سیاست در برابر صداقت دیگران خیانت است و صداقت در برابر سیاست دیگران حماقت

تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و

میگه چون از صبح اولین کسی هستی

که کمربند ایمنی بستی برنده ۱۰۰هزار تومن پول شدی.
……
حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟

ترکه می گه: می رم گواهینامه می گیرم .

زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه .

بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟

یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟!:|

اون یکی بچشون میگه بق بقو :D

علی (ع)

به نام خداوند علی (ع) که چنین زیبا می‌گوید:
التماس کردن به خداوند ،شجاعت است
Entreating the GOD is bravery
اگر برآورده شود ،حاجت است
If it is granted is necessity
اگر برآورده نشود ،حکمت است
If it is not granted is wisdom
التماس کردن به خلق ،حقارت است
Entreating people is humiliation
اگر برآورده شود ،منت است
If it is accepted is obligation
اگر برآورده نشود ،ذلت است
If it is not accepted is abjection

جالب…

در سرزمینی که سایه آدم های کوچک،بزرگ شد

در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!

وصیت نامه ی وحشی بافقی

 

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید /همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید /مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ /پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد /شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد /اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت /آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

 

 

درباره من
نام: کامیار
نام خانوادگی: شیوعی
محل تولد: لاهیجان
دانشجوی کارشناسی برق الکترونیک دانشگاه گیلان

در این وب سایت می توانید از آخرین اخبار علم مهندسي برق الکترونیک ، رباتیک و رایانه مطلع شوید و نیز مقالات مرتبط را دانلود نماييد.

من در…
تقویم
می 2012
ش ی د س چ پ ج
« Dec    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
درد و دل یک آشنا
در عمق آرزوی من است که در وجودت خانه ای داشته باشم حتی به مساحت یک یاد
خبرنامه سایت

Thank you for your interest! We will contact you shortly.

پیام های مهم

تبلیغات

طراحی و پشتیبانی وب سایت دایموند

بصورت حرفه ای
برای تمامی شرکت ها، کارخانه ها، ادارات
و سایت های شخصی

معرفی به تمامی مرورگرها
برای سایت های شخصی

توسط گروه طراحی وب سایت دایموند
www.DiamondHost.ir
diamondhost@gmail.com
09117091629
کامیار شیوعی